گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
37
كورشنامه ( فارسى )
قلوب دوستان و ياران نزديك خود پيروى مىكنى ، يعنى از عمل نيك مضايقه روا ندارى . راست است كه رساندن خير همه وقت و نسبت به همه كس كارى به غايت دشوار است اما بايد در شادى كسانى كه موفقيتى بهدست آوردهاند شادى كنى و در غم مستمندانى كه مصيبتى به آنها روى آورده است غمگين باشى و بكوشى كه به نيازمندان كمك كنى يا اگر بيم آن دارى كه كسى در عمل خيرى مانده و نمىتواند توفيق حاصل كند بايد به مساعدتش پردازى و از يأس و شكست نجاتش بخشى . اينهاست علايم آشكار علاقه و محبت دوجانبه . حال وارد عمل شويم : اگر فصل تابستان است ، رئيس يا فرمانده بايد بيشتر از ديگران خود را در معرض حرارت آفتاب قرار دهد و چنانچه زمستان است بايد كمتر از ديگران از سرما به خود هراس دهد . همچنين در صحنهء كار بايد بيش از مرئوسين متحمل رنج و زحمت شد ، چه در اين صورت است كه محبوب پيروان خود خواهى شد . كورش از پدر پرسيد : پس به عقيدهء تو بايستى كه يك فرمانده در همهچيز از متابعين خود بيشتر شجاعت و رشادت داشته باشد . » پدر جواب داد : « بلى بايد ثبات و رشادتش ما فوق ديگران باشد و به همهچيز احاطه داشته باشد . اما اى فرزند اين نكته را نيز بدان كه انجام كارها به يك درجه رئيس و مرئوس را فرسوده نمىسازد ، زيرا افتخار بار فرمانده را سبك مىسازد . كورش از پدر سؤال كرد : « پس وقتى سربازان داراى ضروريات خود شدند ، سلامتىشان تأمين شده از خستگى بيم نداشتند و در تمرينهاى نظامى آزموده شدند و يكدل و يكجهت مشتاق نشان دادن رشادت خود شدند و اطاعت و فرمانبردارى از بزرگتر را بر خود فرض و واجب دانستند ، آيا مصلحت مىبينى كه چنين سپاهى بىدرنگ به سركوبى دشمن گسيل شود ؟ - بلى ، حتم داشته باشيد كه چنين سپاهى پيروز و مظفر خواهد شد ، در غير اين صورت هرچه مردان شجاع و سپاهيان رشيد داشته باشيم ، بيشتر راه احتياط پيش خواهيم گرفت ، زيرا معمولا چيزهايى را كه ما عزيز و گرامى و ذىقيمت مىدانيم ، سعى مىكنيم در محل امن و امانى بگذاريم . - حال پدر بگو بدانم چگونه ممكن است بر سپاه خصم غلبه يافت ؟ پدر گفت : تو موضوعى را مطرح ساختى كه حل آن به سادگى ميسر نيست . در واقع براى به دست آوردن چنين موفقيتى بايد شخص مكار ، حيلهگر ، پرتزوير و در غارتگرى و چپاول بر حريف چيرهدست باشد . كورش به خنده گفت : مرا دلالت به چه كارى مىكنى ؟ پدر جوابش گفت : بلى به كارى كه شايستهء مردان بزرگ و واقعبين است . - پس چگونه است كه ما را در كودكى ترغيب مىكردى كه از اين صفات دورى جوييم ؟ - حال نيز همان صفات را در روابط و معاملاتى كه با دوستان و همشهريان خود برقرار